
باز محرم شده
دوشنبه 93/08/05
السلام علیک یا أباعبدالله
وعلی الارواح التی حلت بفنائک علیکم منی جمیعا
سلام الله أبدا مابقیت وبقی اللیل والنهار
ولاجعله الله آخر العهد منی لزیارتکم
السلام علی الحسین
وعلى علی بن الحسین
وعلى أولاد الحسین
وعلى أصحاب الحسین


باز محرم شدو دلها شکست از غم زینب دل زهرا شکست
دوشنبه 93/08/05

محرم ماه الفت با جنون است
چراغ کوچه هایش بوی خون است
محرم حرمت خون است و خنجر
تلاطم می کند حنجربه حنجر
دل من فدای دو دست اباالفضل
به قربان چشمان مست اباالفضل
ربود از همه ساقیان گوی سبقت
به چوگان دل ناز شست اباالفضل
غم ِ زهرا مرا سوز درون داد
دم ِ حیدر به من شور جنون داد
حسین آمد به زخم دل نمک ریخت
مرا با شور عاشورا در آمیخت
مرا سودای زینب در به در کرد
نصیبم جرعه ای خون جگر کرد
ز فرط تشنگی بی تاب گشتم
عطش دیدم ز خجلت آب گشتم
چه ها گویم ز مَشک تیرخورده
ز دست ساقی شمشیر خورده
به خاک افتاد مشک از دست ساقی
دو عالم پر شد از بوی اقاقی
مشامم پر شد از داغ شهیدان
که می گردم بیابان در بیابان

السلام علیک یا امام هادی النقی علیه السلام
پنجشنبه 93/07/17
ای گوهر بحر آفرینش
وی چشم و چراغ اهل بینش
همنام علی مرتضایی
سرتا به قدم خدانمائی
امروز که دل قرین شادیست
میلاد تو ای امام هادی است
میلاد تو برهمه مبارک
بر مهدی فاطمه مبارک
ولادت دهمین گلبرگ آسمانی، آیینهی عصمت، هادی امّت، اسوهی مجد و شرافت، نای پرخروش ولایت،
ناخدای کشتی هدایت، حضرت امام هادی (ع) بر پیروان ولایت خجسته باد.

برگزیده ای از نیایش های نغز امام حسین(ع) در روز عرفه
جمعه 93/07/11
«خدایا اگر توجه خود را بر بررسی آثار قدرت و دستاوردهای توانایی تو معطوف سازم و یک به یک آنها را تحت مطالعه قرار دهم تا تو را شناسایی کنم، همین امر موجب می گردد که راه وصال و دیدار تو دور و دراز گردد».[1]
«خدایا! توجه و التفات مرا آن چنان به سوی خویش معطوف ساز که از آن پس، به غیر تو ننگرم و جز رضای تو، رضای هیچ کس، حتی رضای خود را هم نپویم».[2]
«[خدایا!] چگونه می توان به چیزی [یعنی اثری] که در وجود خود به تو نیازمند است، بر وجود تو استدلال کرد؟!»[3]
«آیا غیر تو (یعنی آثار تو) دارای آن چنان ظهوری است که تو را نباشد، تا بخواهد ظهور تو را وانمود سازد؟!»[4]
«خدایا! تو مرا فرمان دادی که برای کسب عبرت، به آثار تو بازگردم و آنها را مورد مطالعه قرار دهم. پس مرا با جامه ای از انوار و همراه با هدایتی که به عبرت و استبصار[5] بارور است، به خود بازگردان».[6]
«خدایا! مرا به وسیله پوششی از انوار به سوی خود بازگردان، آن گونه که نفوس مطمئنه ـ درحالی که شادمان و مورد رضایت می باشند ـ در میان بندگان راستین تو به تو بازمی گردند».[7]
«خدایا! مرا با بصیرت به خود بازگردان تا بازگشتنم به تو از رهگذر آثار، بسان واردشدن بر تو از طریق همین آثار باشد، به گونه ای که سرِّ و درونم از نظر و التفات به این آثار، مصون باشد و همتم از اعتماد و اتکای بر این آثار فراتر رود؛ که تو بر هر چیزی توانا هستی».[8]
[1]. سید خلف، مظهر العجائب، تصحیح: دکتر سید محمدباقر حجتی، قم، نشریه علوم حدیث، ش 1، ص 130.
[2]. همان، ص 131.
[3]. همان، ص 134.
[4]. همان.
[5]. استبصار: طلب بصیرت و بینایی.
[6]. مظهر العجائب، ص 143.
[7]. همان، ص 144.
[8]. همان.


