
اهداف عرستان از جنگ علیه یمن
شنبه 94/03/09
«شیرین هانتر»، استاد دانشگاه جورج تاون آمریکا، ترکیبی از ترس، عصبانیت و جاهطلبی را در زمره علل حمله عربستان سعودی به یمن عنوان میکند. هانتر عنوان میکند که «سعودیها نسبت به ظهور هر دولتی در یمن که تحت کنترل آنها نباشد، بدگمان هستند به ویژه اگر قرار باشد شیعیان نیز در آن نقشی ایفا کنند. ترس آنها از این است که مبادا دست یافتن شیعیان یمن به چنین توفیقی منجر به آن شود که جمعیت شیعه عربستان نیز سهم سیاسی بیشتری را مطالبه کنند.

برنده و بازنده جنگ که بود
شنبه 94/03/09
سرانجام امروز عربستان سعودی طرح آتش بس را پذیرفت حال سوالی که مطرح است این است که عربستان در این جنگ چه دستاوردهایی داشت و گروه های مردمی یمن و انصار الله تا چه اندازه به اهداف خود دست یافتند.
انصار لله در این جنگ توانست همزمان با حملات هوایی سعودی به یمن چهار استان را از لوث حامیان هادی پاکسازی کند.کنترل کامل مرزها اخراج هادی از کشور و متحد شدن ملت یمن در برابر دخالت خارجی ها و افزایش محبوبیت انصار الله در میان ملت یمن از جمله دستاوردها برای ملت و انصار لله بود که طی مدت چهار هفته به دست آمد.
اما عربستان سعودی که پادشاه آن به خادم الحرمین شریفین معروف است و قداست خاصی در جهان اسلام برای خود کسب کرده بود در این ایام در بسیاری از رسانه های عربی و غربی و در نظر متفکران و صاحب نظران مستقل، جنایاتش با جنایات رژیم صهیونیستی مقایسه شد چراکه در این جنگ حدود 3 هزار غیر نظامی کشته و مناطق مسکونی نابود شدند. جلوگیری از رسیدن کمک های بشر دوستانه از دیگر اقدامات آل سعود در این جنگ بود که چهره واقعی سعودی ها را برای جهان اسلام بیش از پیش آشکار کرد.
کشته شدن نظامیان سعودی ناتوانی در ضربه زدن به انصار لله و عدم توانایی بر خلع سلاح کردن انها با وجود قطعنامه شورای امنیت ناتوانی در ایجاد ائتلاف عربی در منطقه و عدم موفقیت برای بازگشت رییس جمهور به یمن از جمله دستاورد های آل سعود در این جنگ بود.
کشورهای ائتلاف متجاوز به سرکردگی عربستان سعودی سهشنبه شب در بیانیهای، پایان عملیات خود در یمن و آتشبس در این کشور را اعلام کردند.
ائتلاف متجاوز در ادامه این بیانیه اعلام کرد که «مرحله بازگرداندن امید به یمنیها» به منظور انجام عملیات سیاسی طبق قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل آغاز شده است.
چنانچه مقام معظم رهبری در سخنان خود در تاریخ بیست اسفند ماه خاطر نشان کردند( کاری که امروزدولت سعودی در یمن انجام می دهد عینا همان کاری است که صهیونیست ها در غزه انجام دادند .. قطعا بینی سعودی ها به خاک مالیده خواهد شد) این پیش بینی محقق شد.
با شمارش دستاورد های آل سعود و ملت یمن در این جنگ تحمیلی عیان است که آل سعود دومین رژیمی است که مفتخر به نام رژیم کودک کش شد و این افتخار تنها دستاورد به دست آمده از جنگ تحمیلی برای عربستان سعودی در جهان عرب شد..

یادداشت حجتالاسلام پناهیان درباره وقایع یمن
شنبه 94/03/09
حجت الاسلام علیرضا پناهیان در بخشی از این یادداشت میگوید: «به استغاثه برای فرج بپردازیم. این استغاثه ما را لایق فتح خواهد کرد و یک ضرورت برای رشد امت اسلامی است.» او اشارهای به تحولات اخیر یمن و مستندات دینی در موضوع آخرالزمان دارد.
حجت الاسلام پناهیان پس از وقایع اخیر یمن یادداشتی با عنوان «فراخوانی برای فریاد استغاثه» در پایگاه اطلاع رسانی بیان معنوی منتشر کرد. متن این یادداشت را در ادامه میخوانید:
بسم الله الرحمن الرحیم
فراخوانی برای فریاد استغاثه از حجت السلام پناهیان
بر اساس آنچه از متون دینی دربارهٔ آخرالزمان برداشت میشود، فرج در زمانی رخ خواهد داد که دو ویژگی مهم در میان امت اسلامی ایجاد شده باشد: یکی اوج معرفت و اقتدار مؤمنان که ناشی از آمادگی آنان برای یاری ولی خدا و اقامهٔ حق است، و دیگری اوج مظلومیت و اضطرار آنان به فرج، که ناشی از دشمنیهای فراوان نسبت به آنهاست که ایشان را به دعا و تضرع بیسابقه وامیدارد و موجب نهایت استغاثهٔ آنان برای فرج و پیروزی حق علیه باطل میشود.
ما از آغاز انقلاب اسلامی بر اساس فرمایشات و پیشبینیهای امام و رهبری انتظار میکشیدیم که انقلاب ما سرآغاز بیداری و اقتدار امت اسلامی در جهان گردد، امری که به تدریج تحقق یافته است و فراتر از حد انتظار ناباورانه شاهد آن هستیم. ما هم اکنون بسیار بهتر از اول انقلاب علت دشمنیها و کینهتوزیهای استکبار با انقلاب اسلامی ایران را درک میکنیم. امروز که امواج بیداری تمام امت اسلامی، به اقتدار مؤمنان منجر شده است، بهتر از هر زمانی میشود فهمید چرا هشت سال با ما جنگیدند تا یک ملت را نابود کنند که ریشهٔ این بیداری را بخشکانند. اقتدار امروز مؤمنان امید مستضعفان جهان شده است و به اذعان دوست و دشمن طلیعهٔ نابودی مستکبران گردیده است.
اما من همیشه از خودم میپرسیدم، با توجه به اینکه روز به روز شاهد اقتدار بیشتر مؤمنان هستیم آیا شاهد مظلومیت و اضطراری بسیار بیشتر از آنچه تاکنون جاری بوده است نیز خواهیم بود؟ آیا از این حالت دعای عادی برای فرج، به اوج استغاثه، که تصور میشود در آستانهٔ ظهور پدید میآید، خواهیم رسید؟ چگونه و چه بنبستهایی ما را به این اوج استغاثه و نهایت مظلومیت خواهد رساند؟ اگرچه طی این سالها، همواره مبارزهٔ مومنان، بهویژه در دوران دفاع مقدس و سالهای اخیر، با مظلومیتها و محرومیتهای فراوان همراه بوده است، اما بدون آنکه بخواهم فال بد بزنم و منفیبافی کنم، میگفتم مبادا بناست شرایط بسیار سختتری پیش بیاید که بخواهد ما را در اوج اقتدار، به اوج مظلومیت هم برساند.
تصور میکنم امروز آن وضعیت پدید آمده است و ما وارد دوران دشواریهای تازهای شدهایم. اگرچه با آغاز جریان بیداری اسلامی و جنایتهای فراوان تروریستهای خونآشام در منطقه، بهویژه در سوریه و عراق، امت اسلامی وارد دور جدیدی از مظلومیت شده بود، ولی با شروع حرکت یمن در نجات از سلطهٔ ایادی مستکبران و تجلّی بیش از پیش اقتدار مؤمنان، و آغاز پیروزیهای چشمگیر مقاومت علیه تروریستها، هرگونه مدارای جبههٔ کفر پایان یافت. به گونهای که امروز شاهد دو عملکرد بیسابقه در جبههٔ استکبار هستیم: یکی جنایتهای آشکار و دیگری خیانتهای پنهان. امروز حداقل مدارای استکبار با حقوق مردم در جبههٔ حق پایان یافته است، و میخواهند حتی کمترین فرصتی به قدرت یافتن حق ندهند. به حدی که حتی حاضر نیستند ظاهر را حفظ کنند و از طریق فشارهای سیاسی عمل کنند و یا جنایات خود را طبق الگوهای پیشین به وسیلهٔ جریانهای تروریستی انجام دهند. میبینید که تمامی ایادی استکبار بدون هرگونه توافق ظاهر اصلاح بینالمللی چگونه بر سر مردم یمن بمب میریزند. گویی یمن را میدان تمرین هجوم همه جانبه علیه جبههٔ حق یافتهاند.
از سوی دیگر با خیانتهای پشت پرده و انواع تهدیدها و تطمیعها، جبههٔ مقاومت مردمی مقابل تروریستها را در جبهههای عراق و شام به عقبنشینیهای مظلومانه وامیدارند، و جامهای زهر را از هر سو به سوی افراد ذینفوذ در جبههٔ حق روانه ساختهاند. به حدی که هرکجا عقبنشینی یا توقّفی در جریان نابودی تروریستها شاهد هستیم، باید آن را ناشی از فشارهای پنهان و پیدای جریان استکبار بدانیم.
این دو وضعیت بیسابقه، شامل تهدیدهای آشکار و پنهان بینهایت علیه مؤمنان مقتدر، حاکی از غایت مظلومیت امت اسلامی است؛ و اگر ادامه پیدا کند و لطف خدا مدد نکند و دعای حضرت ولی عصر (عج) نباشد، تمام امیدها را به یأس مبدل خواهد کرد و بازگشتی بسیار خونبار برای جبههٔ حق به دنبال خواهد داشت. در این میان دائماً ایران اسلامی مظلوم را متهم و محکوم میکنند، به گونهای که دیگر حتی به دنبال عوامفریبی هم نیستند و از رسوایی خود نمیهراسند.
از یاوهسراییهای وابستگان استکبار در منطقه و تهدیدهای آنان علیه ایران اسلامی بوی خون به مشام میرسد. پردههای نفاق برافتاده است و کینههای دیرین رو آمده است و دشمنان به عملیات انتحاری علیه جبههٔ حق رو آوردهاند. دیگر دوران زندگی روزمره و عادی امت اسلامی به پایان رسیده است. هم اکنون این ما هستیم و تقویت اقتدار امت اسلامی از سویی و اضطرار و استغاثه به محضر پروردگار برای ظهور حضرت صاحب الزمان (عج) از سوی دیگر.
جبههٔ باطل در تمامی جبهههای نبرد برای شکستن خطوط مقدم و یورش به مرکز انقلاب جهانی اسلام، یعنی ایران اسلامی لحظهشماری میکند. ما باید در این لحظههای حساس تاریخی با حفظ آمادگی و افزایش روزافزون آن از هر حیث، و کمک به مجاهدان خط مقدم در تمامی جبههها به هر نحو که میتوانیم، به استغاثه برای فرج بپردازیم. این استغاثه ما را لایق فتح خواهد کرد و یک ضرورت برای رشد امت اسلامی است. ما میتوانیم با فریادهای استغاثه تمام اسباب معنوی را برای پیروزی درنهایت غربت و مظلومیت فراهم آوریم. خدا با ماست و اجابت او منتظر به اوج رسیدن دعاهای ماست. اقتدار رزمندگان امت اسلامی نباید ما را مغرور کند، بلکه تنها باید امید و تمنای ما را برای فرج افزایش دهد. مظلومیتهای فراوان نیز نباید یأس و رعبی در ما ایجاد کند، بلکه باید ایمان و استعانت ما را از درگاه پروردگار عالم روزافزون نماید.
بیایید در محافل مذهبی و مساجدمان، همراه با تبیین آنچه هماکنون بر امت اسلامی مظلوم میگذرد، فراتر از آنچه در رسانههای رسمی قابلبیان است، به برگزاری محافل دعا برای فرج اقدام کنیم و رزمندگان جبههٔ حق را با دعاهایمان یاری کنیم و الا باید شاهد قتلعامها و جنایتهای بیشمار در کوچهپسکوچههای شهرهایمان باشیم. همانگونه که تحمل و مدارای جبههٔ کفر در برابر کمترین حقوق امت اسلامی مطلقاً به پایان رسیده است و قصد نابودی مطلق امت اسلامی را نمودهاند، بیایید ما هم تحملمان را برای دوران طولانی غیبت به پایان برسانیم.
علیرضا پناهیان
۱۱ / ۱/ ۱۳۹۴

علل آشکار و پنهان حمله عربستان به یمن
شنبه 94/03/09
برای درک بهتر مطلب کافی است رفتارهای متناقض غرب به ویژه آمریکا در برخورد با حوادث و رخدادهای سیاسی گذشته و معاصر از جمله؛ نحوه برخورد کشورها و نهادهای مذکور با کودتای نظامی در مصر که توسط گروهی غربگرا علیه حکومت قانونی این کشور صورت گرفت و متقابلاً واکنش آنها نسبت به حرکت مردمی یمن که علیه یک حاکم دیکتاتور صورت گرفته است، مورد مقایسه قرار گیرد.
در مورد اول نه تنها سازمان ملل در برابر رخداد صورت گرفته سکوت اختیار کرد، بلکه اقدام کودتاگران مورد تأیید و حمایت مالی و سیاسی غرب و آمریکا هم قرار گرفت و سرانجام از تأیید نهادهای بینالمللی نیز برخوردار شد، اما در مورد دوم در یک واکنش کاملاً متفاوت، نه تنها خواسته مردم بیدفاع و انقلابی یمن با بیمهری کامل غربیها مواجه شد، بلکه با نادیده انگاشتن آشکار دموکراسی و حقوق بشر مورد ادعای غرب، در اولین فرصت تجاوز خودسرانه و غیرقانونی عربستان و حامیان آن به کشور یمن به تأیید سازمان ملل و کشورهای استکباری رسید و طی یک اقدام بیشرمانه و ناجوانمردانه، قیام مردم و نظام جدید و در عین حال ائتلافی یمن از سوی این سازمان مورد تحریم تسلیحاتی و مالی قرار گرفت و مردم این کشور حتی از کمکهای دارویی و غذایی نیز محروم شدند.
این رفتار دوگانه و بلکه چندگانه کشورهای غربی و به خصوص آمریکا اگرچه ریشه در ایدئولوژی و مبانی منحط فکری و نظری دنیای سرمایهداری غرب دارد و بیانگر استیصال و درماندگی کشورهای استکباری در برابر تحولات جهانی در دهههای اخیر است، اما اهداف و علل آتشافروزی و حمایت همهجانبه دشمن از این جنگ و همچنین امکان ادامه و نتایج و دستاوردهای این منازعه برای عربستان را باید از زوایای مختلف مورد بررسی قرار داد.
الف- دلایل و اهداف فرا منطقهای: از نگاه فرا منطقهای، مهمترین اهداف دشمن از زمینهسازی برای بروز جنگ و ایجاد درگیری بین عربستان و یمن را میتوان در موضوعات ذیل خلاصه نمود:
تحقق سیاست تفرقه بینداز و حکومت کن از طریق دامن زدن به اختلافات قومی و قبیلهای و دینی و مذهبی در سرزمینهای اسلامی، نسلکشی مذهبی از طریق تداوم و گسترش جنگهای نیابتی بین مسلمانان، اثبات و اثربخش نمودن سیاست اسلامهراسی و ناکارآمد نشان دادن نظام اسلامی از طریق ایجاد ناامنی در منطقه، افزایش تسلط بیشتر بر کشورهای منطقه از طریق درگیر ساختن آنها با یکدیگر، فراهم نمودن شرایط تجزیه کشورهای اسلامی به کشورهای کوچک با قابلیت کنترل بیشتر، افزایش فروش محصولات نظامی بنگاههای تسلیحاتی غرب و مهمتر از همه، منحرف نمودن افکار عمومی جهان اسلام از مقابله با دشمنان اصلی و در نهایت تخریب امکانات و زیرساختهای حیاتی جهان اسلام و چپاول منابع کشورهای اسلامی و حتیالمقدور حذف و تضعیف دین اسلام و جلوگیری از پیشرفت مسلمین.
آمریکاییها تلاش کردند تا با مشروعیت بخشیدن به این جنگ کاملا غیرقانونی یمن از طریق سازمان ملل و همراه کردن سایر کشورهای غربی با این اقدام، امکان ایجاد اجماع جهانی و تشکیل یک ائتلاف بینالمللی برای ورود مستقیم یا غیرمستقیم به درگیری احتمالی میان ایران و عربستان بر سر این منازعه را فراهم نمایند، تا به خیال خام خود شاید بتوانند با استفاده از همکاری دیگران به اهداف پلید خود برای نابودی انقلاب اسلامی دست پیدا کنند، در حالی که این سناریو نیز خود گویای درک نادرست از شرایط جدید جهانی و ناآگاهی سردمداران نظام استکبار از موقعیت متزلزل غرب و آمریکا نزد افکار عمومی جهان است.
ب- دلایل و اهداف مورد ادعای عربستان: در این رابطه میتوان علاوه بر موارد فوق اهداف متعددی را برای حکام سعودی نیز متصور شد، بهعنوان مثال؛ از دیرباز تسهیل در دسترسی به آبهای خلیج عدن و تسلط بر باب المندب یکی از آرزوهای بزرگ خاندان آل سعود به شمار میرفته است، به همین دلیل است که وزیر دفاع عربستان در اظهاراتی گستاخانه به خود اجازه میدهد تا در سایه سکوت و همراهی سازمان ملل و کشورهای غربی، علناً از کشورگشایی و الحاق استان حضرموت و احتمالا استان المهره به خاک عربستان به عنوان یکی از اهداف اصلی حمله به یمن نام ببرد.
از سوی دیگر با بررسی نقشه منطقه مشخص خواهد شد که هماکنون شبهجزیره عربستان در احاطه کامل کشورهای انقلابی ایران، عراق، سوریه، یمن، حزبالله لبنان و آتش زیر خاکستر در مصر و سایر کشورهای همجوار قرار دارد و طبیعی است که حکام دیکتاتور آل سعود و همپیمانان وی، برای زهرهچشم گرفتن و انتقام از انقلایون سایر کشورهای مورد اشاره و رهایی از آثار احتمالی و ناخواسته نهضت بیداری اسلامی بر ساختار حکومتهای فاسد و پوسیده خویش و همچنین جلوگیری از قدرت گرفتن حوثیهای یمن و به تبع آن تقویت روحیه مخالفین اهل سنت و به خصوص شیعیان تحت ستم عربستان، تضعیف و تخریب کشورهای نوپای انقلابی را هدف خود قرار دهند.
جلوگیری از نفوذ و دخالت ایران در یمن، هدف دیگری است که به شکل پنهان و آشکار از سوی حکام عرب و غربیها برای این جنگ مطرح شده است و این در حالی است که جمهوری اسلامی بارها هرگونه دخالت در امور داخلی کشورها را نهی نموده و تنها بر سیاست حمایت سیاسی و معنوی از مظلوم تاکید داشته است.
در رابطه با سایر اهداف نیز میتوان به مواردی مانند: تقویت پایگاه و جایگاه وهابیت، تضعیف موقعیت شیعیان در یمن و جلوگیری از اتحاد آنها با اهل سنت، بازگرداندن مجدد یک همپیمان دیکتاتور به حکومت و قدرتنمایی برای اثبات نقش ادعایی رهبری جهان عرب، جلب توجه غربیها و تاثیرگذاری بر روند مذاکرات و کاهش نگرانیهای ناشی از توافق احتمالی گروه 5+1 با ایران و در نهایت رفع اثرات نامطلوب دیپلماسی ضعیف و همچنین جبران خسارت جنگها و سیاستهای شکست خورده قبلی آل سعود و بازگرداندن روحیه سلحشوری مبتنی بر حس ناسیونالیستی به شهروندان عربستانی اشاره کرد.
ج- بررسی امکان ادامه جنگ: موارد فوق واقعیات و بعضاً فرضیاتی هستند که طرح معقول، منطقی، یکجا و یکپارچه آنها نمیتواند، حاصل اندیشه مغزهای فسیل شده و معیوب متجاوزان و خائنین به اسلام و مسلمین باشد و لذا به یاری خدا همه این موارد در ردیف اهداف ناممکنی است که آل سعود بیهوده به کسب آن دلخوش کردهاند، اهدافی که با استناد به سنتها و وعدههای الهی مبنی بر پیروزی نهایی حق بر باطل نه تنها محقق نخواهند شد، بلکه با عنایت به دلایل ذیل استمرار این تجاوز آشکار را ناممکن خواهند ساخت.
در بیان و اثبات این ادعا قبل از هر چیز باید به نفرت مسلمین جهان اسلام و حتی بسیاری از مسلمانان اهل سنت نسبت به رفتارهای جاهطلبانه حکام سعودی و تنفر افکار عمومی جهان از حامیان غربی این حکومت اشاره کرد، تداوم این حملات نه تنها ماهیت دیکتاتورمأبانه حکام آل سعود را برملا و واکنشهای گسترده جهانی را به دنبال داشته، نارضایتی و عدم همراهی تعداد زیادی از شاهزادگان سعودی و نیز تعداد زیادی از صاحبنظران و روشنفکران و بخش عمدهای از قشر محروم این کشور با این خواسته نامشروع حکام جدید را نیز به همراه داشته است.
علاوه بر این؛ ناتوانی ارتش کلاسیک عربستان برای ورود به یک جنگ تمام عیار نامتقارن چالش دیگری است، که حکام سعودی با آن مواجه هستند، ارتشی که علیرغم در اختیار داشتن تسلیحات نسبتا مدرن، از وجود نیروهای متخصص، مجرب و با انگیزه بی بهره بوده و اداره آن به شدت مستلزم استخدام و به کارگیری نیروهای اجارهای از دشمنان اسلام است و درست به همین دلیل است که عربستان تا این لحظه فقط به جنگ هوایی بسنده کرده و علیرغم نگرانی از نتایج قدرت گرفتن گروههای تروریستی و تکفیری و تاثیر آن بر پایههای لرزان حکومت خود در آینده، میکوشد تا با استفاده ابزاری از آنها، در این جنگ به اهداف خود دست یابد.
مشکلات عبور از مرز مشترک در مناطق بیابانی گسترده در شمال شرق یمن و سکونت و تسلط حوثیها و سایر شیعیان سلحشور یمن که در کوره جنگافروزیهای متعدد حکومتهای وقت و رژیمهای مختلف حاکم بر عربستان، آبدیده و مجرب شدهاند، بر این مناطق و سایر مرزهای شمالی یمن، چالش برزگ دیگری است که رفع آن برای ارتش ناکارآمد عربستان بسیار سخت و بلکه ناممکن است.
انسجام شکل گرفته بین اقوام و قبایل مختلف و بسیج و اراده عمومی مردم انقلابی یمن برای مقابله با تجاوز آل سعود، مشکل دیگری است که حکام آل سعود نمیتوانند آن را نادیده بگیرند، چرا که این وحدت و انسجام فراگیر میتواند در حال و آینده به شدت برای آنها هزینهساز باشد.
عدم توفیق در کنترل اعتراضات شاهزادگان معزول و مخالف سعودی و ناتوانی در نفوذ موثر بر جریانهای سیاسی منطقه و نیز حکومتهای همسو و شکست طرح رهبری بر جهان عرب و در نتیجه عدم همراهی و کنارهگیری تدریجی کشورهای فراخوان شده به ائتلاف و اکتفا کردن آنها به حمایتهای ظاهری و غیرعملی از یکسو و پیشبینی شکست و تاثیر نتایج نامطلوب احتمالی این جنگ بر روند تعاملات بینالمللی آینده عربستان با سایر کشورها به ویژه کشورهای تحت سیطره از سوی دیگر، تردیدهای فراوانی را در فکر و ذهن حکام آل سعود برای تداوم این جنگ ایجاد نموده و این مشکل دیگری است که میتواند مانع از استمرار این فاجعه شود.
مرور نتایج قابل پیشبینی: حمله عربستان به یمن همانند تعرض به جان و مال و ناموس فرد حقطلب و بیدفاعی است که با همکاری الوات و قلدرهای محله دست و پای او و خانوادهاش را کاملا بسته باشند و با چوب و چماق به جان وی و خانوادهاش افتاده و جسم و جان و اموال و داراییهای او را نابود نمایند. بدیهی است در چنین شرایطی هر ابله بیدست و پایی خواهد توانست در این تعرض مشارکت و حتی رهبری آن را برعهده بگیرد، اما بدیهی است که عرض اندام در چنین حرکت ناجوانمردانهای نه تنها قدرتنمایی تلقی نخواهد شد، بلکه مشارکت در جنایتی است که کینهها نسبت به افراد معارض را مضاعف و نفرتها را تعمیق خواهد نمود.
بنابراین اولین نتیجه تداوم این جنگ برای عربستان میتواند، افشا و اثبات بیش از پیش ماهیت سرسپردگی و همراهی این کشور با دشمنان قسمخورده اسلام و بشریت و فراگیر شدن افکار ضد آل سعود در ممالک اسلامی و سایر کشورهای جهان و در نتیجه انزوای کامل این رژیم باشد و شرایط برای محاکمه حکام جدید آل سعود به عنوان جنایتکار جنگی را فراهم و امکان سقوط آنها را تسریع نماید.
تحمیل هزینههای سنگین ناشی از بهکارگیری نیروهای اجارهای و استفاده از تجهیزات و مهمات گرانقیمت و به خصوص اعطای رشوههای کلان برای جلب و حفظ حمایت کشورهای غربی و سایر کشورهای همپیمان، ضربات سنگینی به اقتصاد وابسته این کشور وارد نموده و بیشک افشای آن نیز گسترش نارضایتیهای عمومی در داخل این کشور را به دنبال خواهد داشت.
این جنگ نه تنها انسجام مطلوب مورد نظر عربستان در داخل و خارج این کشور را در پی نداشت، بلکه باعث تشدید اختلاف نظر بین شاهزادگان سعودی گردیده و متقابلا در یک رویداد نه چندان غیرمنتظره، باعث ایجاد و تقویت وحدت مردم و قبائل مختلف یمن بر ضد آل سعود شده و اجماع افکار عمومی جهان علیه رفتارهای غیرمنطقی حکام عربستان را نیز تقویت کرده است.
دستاورد نامطلوب دیگر حاصل از این منازعه، تجهیز و توسعه گروههای تکفیری مانند داعش است، در حالی که این اقدام با توجه به عملکرد افراطگرایانه و افکار بلندپروازانه این گروههای مرتجع و جنایتکار برای ایجاد حکومت فراگیر با نام اسلام، قبل از هر کشوری میتواند منافع حکام آل سعود و امکان استمرار حکومت آنها را در معرض خطر قرار داده و به شدت پایههای این حکومت را متزلزل سازد.
عدم همراهی کشورهای فراخوان شده برای اعتلاف و شکست حتمی و قطعی عربستان در این نبرد نابرابر، دستاورد نامطلوب دیگری را برای عربستان رقم زده و اندک اعتبار باقی مانده این رژیم را نیز به تاراج خواهد بود.
اگرچه به ظاهر غرب و در راس آنها آمریکا به حمایت از تجاوز ناجوانمردانه عربستان پرداختند، اما حکام این کشور نباید فراموش کنند که کشورهای غربی و به ویژه آمریکا مدتهاست که به دلایل مختلف از جمله؛ ورشکستگی اقتصادی، مشکلات مختلف فرهنگی و اخلاقی در درون جامعه خود، خستگی و ناتوانی ناشی از جنگافروزیهای متعدد در نقاط مختلف جهان، نفرت افکار عمومی جهان از نظام سرمایهداری و انزوای سیاسی مسئولین آنها، نمیتوانند وارد جنگ جدیدی شوند و لذا با حمایت از این منازعه قصد داشتهاند تا با قربانی کردن آل سعود، از موقعیت عربستان در جهت تامین منافع خود بهره ببرند.
به این ترتیب با اطمینان میتوان اظهار داشت که تنها دستاورد این جنگ برای عربستان، اثبات سرسپردگی برای خدمت به بیگانگان و کمک به کسب اهداف دشمنان قسم خورده اسلام ناب محمدی(ص) بوده است، خدمتی که همانند؛ منازعات تحمیلی به لبنان، لیبی، افغانستان، سوریه، عراق و سایر کشورهای اسلامی، تنها نابودی زیرساختها و سایر منابع و امکانات حیاتی بخش دیگری از جهان اسلام در جهت تضعیف مسلمین و حفظ منافع نظام سرمایهداری و نیز منافع شخصی خاندان آل سعود را در پی داشته و در نتیجه به رسوایی و بیآبرویی ظالمین در نزد افکار عمومی جهان و تسریع در سقوط عاملان و حاکمان آن منجر خواهد شد.

كلاغ نيوز
شنبه 94/03/09
دکتر علاء الدین بروجردی رئیس کمیسیون سیاست خارجی و امنیت ملی مجلس شورای اسلامی در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار خبرگزاری قدس(قدسنا) با اشاره به نقش رژیم صهوینیستی در بحرانها و ناآرامی های منطقه بویژه در بحران یمن گفت : رژیم صهیونیستی یکی از حامیان اصلی دخالت نظامی و کشتار در یمن است و در کنار آمریکا و فرانسه که به صورت علنی در کنفرانس کشورهای همکاری خلیج فارس شرکت کرده و از تجاوز نظامی به یمن اعلام حمایت می کند، نقش اساسی در نا امن کردن این منطقه داشته است.
وی تصریح کرد: همچنین رژیم صهیونیستی در کنار دیگر کشورهای غربی کمک های اطلاعاتی و عملیاتی خود را در اختیار مهاجمان و سرکوبگران دیکتاتور سعودی قرار داده اند.
بروجردی در ادامه به اشتراک منافع رژیم صهیونیستی و آل سعود در یمن اشاره کرد و افزود: آنها دچار یک اشتباه محاسباتی استراتژیک شدند و با این تصور که می توانند یک دولت دست نشانده را در یمن به قدرت برسانند و در هفته اول هادی منصور را به قدرت بازگردانند وارد صحنه یمن شدند اما راه به جایی نبردند تا جایی که این یک هفته مبدل به چهل روز شد و به نظر می رسد که دیگر این امکان وجود ندارد که یک دولت دست نشانده در یمن توسط سعودی ها به قدرت برسد.
دکتر بروجردی در پایان با اشاره تظاهرات ها و اعتراضات اخیر در سرزمین های اشغالی گفت : به نظر من حلقه ای از حلقه های متعدد افوال قدرت رژیم صهیونیستی تا رسیدن به زوال و نابودی کامل این رژیم است.

